Sunday, June 17, 2007

Life


started at: 1386/1/11

قسمت اول

چيستم؟

از لحظه‌ي تولدم وجود داشته‌ام، وجود دارم چون فكر مي‌كنم. من هر چه هستم چيزي فراتر از دست و پايم هستم، حافظه‌اي دارم كه تمام رويدادهاي گذشته‌ام را در خود جاي داده، با ذهن خويش از روي اطلاعات موجود درحافظه، شخصيت فعلي خودم را دارم.

شايد بتوان ثابت كرد كه اصلاً دنيايي وجود ندارد، دنيايي قبل از مرگ نبوده و بعد از مرگ نخواهد بود. ولي نمي‌توان از اين مسئله گذشت كه من وجود دارم، چون فكر دارم و احساس مي‌كنم اختيار دارم.

عادت‌هايم بر اساس بوتونهاي موجود در مغز بنياد نهاده شده.

معمولاً در حالت "كودك" قرار دادم ولي از "بالغ" بودن لذت مي‌برم.

1-مي‌‌توانم بوتون‌هاي جديد بسازم و عادت‌هاي جديد را جايگزين كنم.

2- مي‌توانم با كنترل رفتارهايم وضعيت خودم را روي "بالغ" تنظيم كنم.

3- ميتوانم "والدم" را مسدود كنم.

4- مي‌توانم براي "كودك" تفريحاتي فراهم كنم.

قسمت دوم

دليل بودنم در جهان چيست؟

دنيا همين كره‌ي خاكي نيست كه مي‌بينم، احساس مي‌كنم همانطور كه يك سلول زنده در بدن من نمي‌تواند با من حرف بزند و مرا درك كند من هم نمي‌توانم مجموعه‌ی بزرگتر از خودم را درك كنم.

همانطور كه سلول‌ها با بودن در كنار هم و همكاري و رعايت قوانين طبيعت، موجود بزرگتري را تشكيل مي‌دهند. ما انسان‌ها با بودنمان روي زمين نقشي را ايفا مي‌كنيم. شايد مجموعه كهكشان‌ها، موجود ديگري را تشكيل مي‌دهند.

به هر حال ذهن من توان فكر كردن در محدوده‌ي مشخصي را دارد، مثل همان سلول محدود است. اگر سلولها به دليل سرطاني بودن يا بيماري ديگري بر خلاف طبيعت رفتار كنند نابود مي‌شوند و مجموعه‌ي برزرگتر خويش را كه همان يك انسان است را از بين مي‌برند.

من هم بايد در حيطه‌ي خودم و در جريان طبيعت زندگي كنم.

قسمت سوم

هدف اصلي من چيست؟

با توجه به قسمت‌هاي بالا هدف من:

1-داشتن يك زندگي در جريان طبيعت است.

2- پديد آوردن شرايطي كه "بالغ" كنترل وضعيت را بر عهده داشته باشد.

3-پديد آوردن امكاناتي براي رفاه بيشتر خودم و اعضاي ديگر اجتماع.

قسمت چهارم

پس از مرگ چه؟

به احتمال زياد ديگر اثري از شعور من نخواهد بود، همانطور كه به خواب مي‌روم يا قبل تولدم.

همانطور كه در هدف زندگيم گفتم هدف من نيستم و مجموعه است پس

1- اندوخته‌ي مالي بايد درست سرمايه‌گذاري شود

2- شايد پيشرفت ژنتيكي من براي نسل‌هاي آينده مفيد باشد

3- شايد آثاري كه از من به جاي مي‌ماند، مانند دست نوشته‌ها يا آثار هنري بتواند در پيشرفت بشريت در آينده كمكي كند.

قسمت پنجم

ليست چيزهايي كه دوست دارم

1-احترام

2-تسلط كامل بر زبان انگليسي

3- شغلي نيمه وقت با درآمد مناسب

4-نوشتن برنامه‌هاي حرفه‌اي كامپيوتر

5-sex partner

6- بدن ورزشكاري

7- ميز پينگ پنگ

8-سلامتي

9-اعتماد به نفس

10-سفر

11-غذاهاي لذيذ

12-خانه‌ي مستقل

13- پيانو

14-آشنايي با افرادي كه نظريه‌ي فلسفي مشابه دارند

15- DVB

16-

قسمت ششم

راه‌هاي رسيدن به خواسته‌هاي ذكر شده

1- احترام: دوري از جلف بازي

2- تمرين زبان انگليسي

3- به دنبال كار مناسب بودن

4- خواندن وبلاگ‌هاي برنامه‌نويسي و مجله‌ها و كتاب‌هاي برنامه‌نويسي

5- مطرح كردن موضوع با gf

6- تمرينات بدنسازي

7- كلوپ‌هاي تنيس

8- يوگا و تغذيه‌ي مناسب

9- كتاب‌هاي در مورد اعتماد به نفس و انجام تمرينات

14- قرار‌هاي وبلاگي ، ديدار با مسعود و يا ساير دوستان فلسفي

قسمت هفتم

چرا بايد به اين خواسته‌ها برسم؟

1- از دست سرزنش‌هاي والد بر كودك خلاص مي‌شوم

2- پرورش ذهن ، روشي براي برقراري ارتباط دو طرفه با دنيا، تأثير در شغل آينده و ادامه تحصيل.

3- احساس پوچي نكردن، كسب درآمد، بودن در اجتماع، احساس امنيت اجتماعي،

4- سرگرمي كودك، كسب درآمد، كمك در پيشرفت علم

5- احساس خوب كودك، احساس احترام والد

6- لذت كودك و رفتن به بالغ

7- لذت كودك و رفتن به بالغ

8- بودن در بالغ و رضايت والد

9- قدرت بالغ و رضايت كودك و والد

10- لذت كودك و رفتن به بالغ

11- لذت كودك

12- لذت كودك، رضايت والد،‌ پيشرفت بالغ

13- لذت كودك، رضايت والد

14- بالغ و احساس عدم تنهايي كودك

15- تقويت بالغ و سرگرمي كودك

قسمت هشتم

متفرقه

احتمال يافتن پاسخ براي سؤالات فلسفي من با شرايط روحي و رواني فعلي من وجود ندارد، پس در هر انتخاب كاري را مي‌كنم كه عملاً نتيجه‌ي بهتري خواهد داشت.

1- هر روز در ميدان موانع تمرين خواهم كرد

2- هر روز به طور مرتب زبان انگليسي كار خواهم كرد

3- خنده را بيشتر مي‌كنم

بعد از وارد شدن به سلامتي نسبي روحي در مورد مسائل بنيادي بحث مي‌كنيم.